❤دفترچه ی خاطرات ❤

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد

که خدا با من است

که فرشته ها برایم دعا میکنند

که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد

یادم باشد

که قاصدکی در راه است

بهار نزدیک است

که فردا منتظرم می ماند

که من راه رفتن و دویدن

و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد

که خدای من اینجاست ... همین نزدیکی ها

و من تنها نیستم




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 26 بهمن 1394 | 19:43 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |

فصل پاییز از همون اول خوب شروع شد که فاطمه جون اینا اومدن ساری پیشمون خیلی خوشحالم که دوستی مون پایدار مونده و امیدوارم تا ابد دوستی مون محکم تر بشه ، ولی متاسفانه خیلی کم پیشمون موندن چون وقت نداشتن . چارشنبه ساعت 21:15 رسیدن پیشمون ولی خیلی خوشحال بودم که دوباره بینیمشون دلم براشون خیلی تنگ شده بود مخصوصا برای حرف زدنای باران جونم بوس شب اولی که اومدن شام خوردیم و یکم با هم وقت گذروندیم تا ساعت باران جون خوابید . آخرای شب که همه خوابیدن منو فاطمه جون و مهدیس رفتیم تو اتاق کلی حرف زدیم درباره ی خودمون و کلی چیزای دیگه ... تا ساعت 3 صبح میحرفیدیم خیلی حال دادبغل پنجشنبه صبح زود بیدار شدیم رفتیم بیرون به من که خیلی خوش گذشت امیدوارم به فاطمه جون اینا هم خوش گذشته باشه محبت ایندفعه خیلی بیشتر نسبت به دفه ی قبل با باران جونم صمیمی شده بودم رفتیم بیرون که فقط پیش من بود به غیر از وقتایی که بهونه میگرفت تو راه که بودیم اومد تو ماشین ما نشست ولی اصلا بهونه نگرفت میخوام برم پیش مامان خطاخندونک اولین حایی که رفتیم شهید رجایی که هوا خیلی خوب بود سد رو دیدیم و بعد از نیم ساعت که اونجا بودیم رفتیم تجن کنار جای خیلی با صفاییه کنار رودخونس زیبا ناهارو اونجا خوردیم و بعد از لذت بردن از طبیعت زیبا ظهر ساعت 4 رفتیم هتل سالار دره محتوطه ی خیلی زیبایی مناسب برای عکس گرفتنه خجالتزیبا توی فضای بیرون هتل پارک داشت بارانو بردیم اونجا تا یکم بازی کنه و عکس بگیریم چشمک البته بعضی جاها باران جون نمیذاشت ازش عکس بگیریم بیشتر عکسا رو گولش زدیم و ازش عکس گرفتیمراضی دیگه ساعت 7 بود اومدیم خونه و شام خوردیم و شب ساعت 22:30 رفتیم دریا البته من عاشق اینم که دریا روز بریم ولی دیگه به علت کمبود وقت شب رفتیم چشمک تو ماشین باران بهم گفت گوشیتو بده بازی کنم من از اونجایی که میدونستم عاشق بازی های آرایشیه براش اینجور بازیو آوردم تا بازی کنه گوشیو دادم بهش رفتم خودم بیرون از اتاق بعد از چند دقه صدا میزنه میگه : مه آ سا خوشگل شد متفکرسوال منم بهش گفتم آره باران جون خیلی خوشگل شده محبتزیبا بعد یکم دیگه بازی کرد و گوشیو داد بهم . دیدم خوابش گرفته بهم گفتم دراز بکش لالا کن خواب آلود 10 دقه بعد خوابید بغل وقتی رسیدیم تا آخر خواب بود تا فردا امروز صبح که رفتن من خواب بودم به مامانش گفت : مه آسام بیاد ( کلا هرجا میرفتیم میگفت تو هم میای) بوس ولی دوست داشتم بیشتر پیشمون میموندن ولی همسر فاطمه جون مرخصی نداشت ایشاالله دفعه های بعد بیشتر پیش همیم چشمک عکسا هم در ادامه زیبا

اینجام شب اولی که رسیدن باران جون خواب بود

عاشق این عکستم محبت

تو راه بوته های تمشک بود که بعد خوردن تمشک آب خوردی

بغل   بغل

اینجا داشتی دیرین دریگ نگاه میکردی

اینجام خوابیده بودی چون بیرون بودیم لب آب واقعا هوا حال میداد برا خوابیدن

تو عکس دومی که نمیذاری ازت عکس بگیرم

هوا خیلی خنک بود بخاطر همین لباس زیر پراهنت آسین بلند پوشیدی

این چندتا عکسم رفته بودیم هتل سالار دره

اینم عکسای شب که داشتیم آماده میشدیم بریم دریا

محبت     محبت

اینم باران جون آرایش کرد

محبت   محبت

بای بایتا پست بعدی بــای بــای بای بای

 




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 3 مهر 1394 | 21:22 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |

niniweblog.com من مردادیم niniweblog.com

                                           niniweblog.com من زاده ی مردادم niniweblog.com

                                                                                                   niniweblog.com دختر مردادم niniweblog.com

 

غرور دارم ... ولی هیچ وقت به خودم مغرور نمیشم ، وقتی کسی دلمو بکشنه ، گریمو در بیاره خیلی ناراحت میشم قلبم میکشنه ولی هیچ وقت به رو نمیارم غصه دارم  چون مردادی ام

 

❤       ❤      ❤

وقتی کسی بهم توهین میکنه شاید در ظاهر ناراحت نمیشم و جوابشو نمیدم این از روی سادگیم نیستش من میسپارمش به خــدا ، چون مردادی ام

 

❤        ❤        ❤ 

وقتی یکی بهم میگم نمیتونی من بیشتر انگیزه میگیرم ، از آدمایی که فکر میکنن بهترینن و به خودشون  مغرورن خــــــیلی بدم میاد چون مردادی ام

 

❤       ❤       ❤ 

همیشــه لبام لبخنـد داره و میخنــدم
امــا …
یه غــم هم تو دلــم باشه هیچــکس ازش خــبر نداره!
که واســه خــود خـــودمه !

به هــیچ کسـم نمیــگم چـون میدونم که این غــمو ، فقـط و فـقط خــودم میتونم بفهمم
 فقط باخودمه .. تو خودمه..مغرورم .. کسی نمیتونه غرورمو و درک کنه
غمم .. تنهاییام .. عشقش .. محبتم همه درون خودمه و مال خودم
اما همیشه شادیامو و با همه قسمت میکنم چون مردادی ام

❤        ❤        ❤

به افتخار هــــــــمه ی مردادیا

niniweblog.com       niniweblog.com      niniweblog.com

دوستای گلم هر ماهی هستین فرقی نداره دوستون دارم

niniweblog.com        niniweblog.com       niniweblog.com

 




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 16 شهريور 1394 | 21:08 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

خــــصوصی





[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 4 شهريور 1394 | 19:01 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 26 مرداد 1394 | 14:52 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |

     

بیست مرداد میخوایم بریم کلاچای پیش بـــــــــــــاران جــــــونم بالاخره شد که تصمیم بگیریم بریم فاطمه جون رو ببینیم

niniweblog.com   niniweblog.com   niniweblog.com

بر میگردم با کلی از عکسای خودم و بــــــــاران جــــــــــــونم

niniweblog.com      niniweblog.com     niniweblog.com

بـــــــاران جــــــــــــــــونم

     

محبتمن برمیگردم با عکسای سفر محبت

بای بایبای بایبای بای

 




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 12 مرداد 1394 | 1:19 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 3 مرداد 1394 | 0:55 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

این مدت خیلی خوش گذشت ....





[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 21 تير 1394 | 2:20 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |

خدایا

دوباره اومد ، ماه مبارک رمضان ، مهمانی توست

 آرزو هایی دارم ... که میدونم توی این شبا بر آورده میشه

اول از همه به امروز ممنونم

 امروز امتحان نهایی کلاس زبان رو قبول شدم

 آرزو دارم همه ی مردم چه بد ، چه خوب سلامت باشن

آرزو دارم که همه موفق باشـــن

آرزو دارم برای همه ، تک تک دوستای خوبــم

 فاطمه جـــون ، مریم جون ( مامان مبینا )

 آرزو دارم شنبه که میرم کارنامه میگیرم معدلم خوب باشه

 امیدوارم توی دنیا هیچ خون و خونریزی نبـــاشه

خدایا ! توی ماه میمهانی تو شکم فقیر ها رو سیر کن

 برای تک تک دوستای خوبم آرزوی سلامتی دارم

خدایا ... امیدوارم همیشه همه شاد باشن

هیچ کس با کسی دشمنی نداشته باشه

 خدا جــون سه شنبه یه اتفاقی افتاد

 هیچ وقت فراموش نمیکنم

خدایا خیلی دوستت دارم

الهی به امید تو




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 28 خرداد 1394 | 18:21 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |

یکی از بهترین تعطیلات خرداد ماه امسال بود که خیلی بهم خوش گذشت چون دختر مورد علاقم سارینا کوچولو از اصفهان اومده بودن سـاری niniweblog.com پنج شنبه ساعت 7 بعد از ظهر مریم جون ( مامان سارینا ) به مهدیس ( خواهر جونم ) زنگید گفت من میدان امام ساری هستم بیا دنبالم . منم که منتظر این لحظه بودم سریع آماده شدم و با مهدیس رفتیم دنبال مریم جون تا رسیدیم سارینا رو بغل کردم و بوسش کردم دلم براش تنگ شده بود آخرین بار عید دیده بودمش  سارینا جان امروز 94/3/17 دقیقا 1 سال و 1 ماهه هستشniniweblog.comوقتی که رسیدن ساعت 21:30 رفتیم پارک ملل  بوس سارینا اون شب خیلی بد اخلاق بود خیلی گریه میکرد   بعد فردا صبحش خیلی خوش اخلاق بـود خیلی با هم بازی کـردیـم این قـدر خـندیـدniniweblog.com

و این هم عکس های سارینـا جـون

بغلبغلبغل

این عکس های پارل ملل که جای با صفایی بود

اینجا هم بخشی از شیطونی های سارینا جونم

اینجا هم به کفش رو فرشی مهدیس گیر داده بودی فکر کنم از رنگش خوشت می اومد

اینجا هم ساعت 3 نصف شب بود که لالا کرده بودی ازت عکس گرفتم

اینجا هم دستت جوش زده بود داشتی روی جوش رو میکندی

قربونت برم عروسکم

تا پست بعدی بای

niniweblog.com   niniweblog.com   niniweblog.com




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 17 خرداد 1394 | 2:14 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |

سلام دوستای گلم محبتمحبت

من توی جشنواره ی نی نی وبلاگ شرکت کردم و از شما دوستای عزیز و خوبم خواهش میکنم عدد17 را به 1000891010 ارسال کنیدبغلزیبابغل

دوستای گلم ازتون خواهش میکنم رای بهم بدید برنده شدنم به شما بستگی دارهبغل

رای یادتون نــــــــــــره

لطفا بهم رای بدید

بوسمحبتبوس

بوسچشمک

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 3 خرداد 1394 | 2:10 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |

دیگه امتحانات شـروع شدniniweblog.com

از 2 خرداد شنبه اولین امتحان که هدیه آسمان هست niniweblog.com ایشاالله همه دوستای نی نی وبلاگیم که خرداد امتحان دارن موفق باشن niniweblog.com

عید مبعث رفتیم باغمون وقتی رسیدیم رو به روی باغمون زمین شالیزار بود داشتند شالی ها رو درو میکرن ، عکس گرفتم خیلی خوش گذشتniniweblog.com

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 30 ارديبهشت 1394 | 13:47 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |

امروز حسابی رفتیم گردش niniweblog.com

اول پیش دوست خواهرم نادیـا جـون و بعد با هم رفتیم سر خاک عـلی جونniniweblog.com علی جان پسر خاله ی نادیا جون میشهniniweblog.com براش فاتحه خوندیم niniweblog.com خدا علی جون رو رحمت کنه                

 

 

و بعد از اینجا رفتیم با نادیا جون یه رودخونه توی روستاشون خیلی قشنگ بود با هم اونجا نشستیم و جاتون خالی عصرونه خوردیم خیلی حال داد دست جمعی خوردیم

 

و بعد از روستای یادمان رفتیم دریا خیلی خوش گذشت

عکس شنniniweblog.com

اینم اسم خودم روی شن ها

اینم عکس دو تا قلب خوشگل روی شن که کشیدم

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 24 ارديبهشت 1394 | 23:39 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |

بعد چند وقت اومدم با خبرای بد و خوب خندونکبغل

تبلتم صفحش شکست دقیقا یکشنبه هفته ی قبل اینجوری شد خیلی ناراحت شدم niniweblog.com   خداروشکر امتحانا تموم شد niniweblog.com  خدا رو شکر با موفقیت و نمره های خـــیلی خوبی پشت سر گذاشتم و حالا امروز 16 اردیبهشت هست که تقریبا 2 هفته دیگه امتحانات خرداد شروع میشه و کم کم آماده میشمniniweblog.com

و توی این هفته سرما خورده بودم و الان خوبمniniweblog.com


چند روز پیش رفتیم سر باغمون کلی عکس گرفتم ، منو و مهدیس ( خواهر جونم ) کـلی بهار چیدیدیم

کـلی عکس گرفتیم و حالا بریم سراغ عکساniniweblog.com

 

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 16 ارديبهشت 1394 | 23:24 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 27 فروردين 1394 | 21:07 | نویسنده : ❤ مه آ سا ❤ |
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد